مزد غیبت ( شیخ شبلی )

شیخ شبلی را یکی غیبت کرد . شیخ برای غیبت کننده یک طبق رطب فرستاد و گفت :
شنیدم که تو عبادت خود را برای ما هدیه فرستاده ای ، من نیز خواستم تلافی کنم.
حضرت علی (ع ) می فرماید : « مردم درخوابند وقتی که می میرند بیدار می شوند »

شیخ شبلی را یکی غیبت کرد . شیخ برای غیبت کننده یک طبق رطب فرستاد و گفت :
شنیدم که تو عبادت خود را برای ما هدیه فرستاده ای ، من نیز خواستم تلافی کنم.

"اریک اشمیت"، مدیرعامل شرکت اینترنتی گوگل در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز اذعان کرد که ایرانیان صاحب استعدادی "غیرمعمول" در حوزه عملیات سایبری هستند.

1. برای هر دردی درمانی است و داروی گناهان استعفار است .
2. اهل تقوا ویژگی هایی دارند. از جمله آن كه شب ها كم می خوابند و در سحرها به استغفار و دعا بر می خیزند.
3. هیچ عبادتی مانند ادای فرایض و واجبات نیست.
4. بهترین دوستان كسی است كه وقتی او را یاد كردی، تو را یاری كند و وقتی او را از یاد بردی، تو را به یاد آورد.
5. كسی كه امانت ندارد دین ندارد.
6. نشانه منافق در سه چیز است: دروغگویی، پیمان شكنی و خیانت در امانت .
7. مؤمنان نسبت به امانت ها و عهد و پیمانشان پای بندند.
8. كارهای نیك ، بدی ها و زشتی ها را از بین می برد.
9. دنیا بازاری است كه گروهی در آن سود می برند و گروهی زیان می بینند.
10.هر كس از خود بدگویی و انتقاد كند خود را اصلاح كرده و هركس خودستایی نماید ، خویش را تباه كرده است.
11.هر كس نفس خود را سیاست ( تنبیه ) و تأدیب نكند آن را تباه كرده است .
12.نیّت مؤمن از عمل او بهتر و نیّت كافر از عمل او بدتر است و هر كس طبق نیّتش كار می كند.
13.هیچ عملی بدون نیّت پذیرفته نمی شود.
14.در روز قیامت مردم طبق نیّات خود برانگیخته می شوند.
15.نیت و سعی و كوشش در صورتی مفید است كه با ایمان و اخلاص همراه باشد.
16.نیت ، برتر از عمل است و آگاه باشید كه نیت ، حقیقتِ عمل است.
17.هیچ نعمتی بالاتر از آن نیست كه در دل بنده چیزی جز خدا نباشد.
18.كمال اخلاص ، اجتناب از گناهان است.
19.زهد شیوه ی مخلصان است.
20.پاكیزگی از ایمان است.
مزاحمت خیابانی ، یک پدیده بسیار زشت است که در زمان ما به امری رایج تبدیل گشته و امنیت اجتماعی را تحت تاثیر منفی قرار می دهد . این مسئله ، اکنون به یکی از دغدغه های کارشناسان مسایل اجتماعی مبدل شده است .
در این روزها اگر خانم باشید، تفاوتی ندارد؛ در هر سن و با هر شکل و حالتی تا حالا احتمالا می بایست چنین تجربهای را داشته باشید. کنار خیابان در انتظار تاکسی ایستادهاید و در این فاصله چندین ماشین با مدلهای مختلف جلوی پای شما ترمز میکنند.

این افراد نه تاکسی هستند و نه مسافر کش بلکه افرادی هستند که به خود جسارت داده و درباره یک زن به عنوان سوژه جنسی قضاوت می کنند.در واقع صرف نظراز ظاهر یک زن، تحصیلات،پایگاه اجتماعی و یا حتی وضعیت تاهل او این افراد به ایجاد مزاحمت مشغولند و متاسفانه مزاحمت برای بانوان تبدیل به یک بیماری همه گیر اجتماعی شده است.این مزاحمتها از طرف صرفا طبقه و یا قشر خاصی نیست . در واقع مزاحمان خیابانی گروه ناهمگون و متفاوتی هستند.جوان، نوجوان، میانسال و عموما در هر شغل و طبقه اجتماعی…
طبق بررسی های انجام شده ، بیشترین مزاحمتها عبارتند از: بوق زدن اتومبیل ها و اصرار به سوار شدن،تنه زدن عمدی به زنان ،متلک گفتن، خطاب قرار دادن با الفاظ رکیک ، ویراژ دادن و حرکات نمایشی موتورسواران و تعقیب زنان توسط مردان در اماکن خلوت.
به نظر می رسد مزاحمت خیابانی به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی و کجروی مورد تحلیل قرار گیرد. آسیب یا کجروی اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق میشود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عمل جمعی عام رسمی یا غیررسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمیگیرد و در نتیجه با منع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرو میگردد.آسیبهای اجتماعی پدیدههایی متنوع، نسبی و متغیرند.
مزاحمت خیابانی ، یعنی : ورود غیرقانونی و غیر شرعی به حریم خصوصی افراد دیگر . عمل یاد شده ، می تواند به صورت پیشنهاد آزار دهنده ، نگاه آلوده ، حرف نابجا یا هر نوع نشانه های کلامی و غیرکلامی گناه آلود ، صورت گیرد
پرخاشگری و جنایت، خودکشی، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، جرائم مالی، اقتصادی و سرقت نمونههایی از آسیبهای اجتماعی جامعه امروزی ایران هستند که کم و کیف آنها برحسب زمان و مکان (یعنی حال، نسبت به گذشته و در شهرها نسبت به روستاها) تغییر میکنند. در باره آسیبهایی مانند اعتیاد،سرقت و یا انواع جنایتها تحلیلهای به نسبت خوبی در فضای علمی ایران انجام شده است.اما در مورد آسیب اجتماعی مزاحمت برای زنان علی رغم گستردگی و فراگیری اش فعالیتهای علمی برای شناخت و اقدامات لازم برای پیشگیری انجام نشده است.به همین خاطر تا حال هیچ آماری در مورد این رفتار و اعمال ضد ارزشی ارائه نشده است، اما به طور حتم اکثر بانوان با هر گروه سنی و هرگونه پوشش و ترکیب ظاهری با این گونه مزاحمتها مواجه شده اند، که متأسفانه هیچ تناسبی با تمدن ،فرهنگ و سابقه اعتقادی ما ندارد.
ایشان در قسمتی از این گفتگو درباره متلک های خیابانی گفته اند که: طبق قانون مجازات اسلامی (ماده 619)، هر کس در اماکن عمومی یا معابر متعرض زنان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد و این جزای عمل قبیح است.
واضح و مبرهن است که برای اعمال مجازات ابتدا باید خاطی را گرفت. ایضاً واضح و مبرهن است که برای این مهم، غالبا مردم باید به یکجا زنگ بزنند تا آنها بیایند و خاطی را بگیرند. البته برای این امر تمهیداتی لازم است. مثلا وقتی یک نفر را روز روشن چاقو میمی زنند و مردم فقط با موبایلشان فیلم میگیرند، وقتی نیروی انتظامی با تاخیر سر صحنه ها حاضر میشود و... شاید باید بیشتر برای انجام این امور، اقدامات لازم را انجام داد.

آورده اند که شخصی الاغ قشنگی جهت حاکم کوفه تحفه آورده بود . حاضرین مجلسبه تعریف و توصیف الاغ پرداختند . یکی از حاضرین برای مزاح گفت: من حاضرم به این الاغ قشنگ خواندنبیاموزم .
حاکم از شنیدن این سخن از کوره در رفت و به آن مرد گفت: الحال که این سخن را می گویی باید ازعهده آن برآیی و چنانچه به این الاغ خواندن بیاموزی به تو جایزه بزرگی می دهم ولی چنانچه از عهدهآن بر نیا ئی دستور می دهم تو را بکشند . آن مرد از مزاح خود پشیمان شده ناچاراً مدتی فرجه خواست وحاکم ده روز برای این کار به او فرصت داد .
آن مرد الاغ را برداشت به خانه آورد حیران و سرگردان و نمی دانست این کار به کجا خواهد رسید .
لاعلاج به بازار رفت و در بین راه بهلول را دید و چون سابقه آشنایی با او داشت دست به دامن اوزد و قضیه مجلس حاکم و الاغ را برای او تعریف نمود . بهلول گفت: غم مخور که این کار از دست من برمی آید و هر دستوری به تو می دهم عمل نما .
پس به او دستور داد تا یکروز
تمام به الاغ غذا ندهد و سپس در بین صفحات کتابی برای الاغ جوگذارد و کتاب
را جلوی الاغ ورق بزند . الاغ چون گرسنه است با زبان جو های صفحات کتاب
رابرداشته و می خورد و گفت این عمل را هر روز به همین نحو تکرار نما .
و
روز دهم او را گرسنه نگهدارو وقتی به مجلس حاکم رفتی همان کتاب را با الاغ
به نزد حاکم ببر . آن روز دیگر بین صفحات کتابجو نگذار و آن کتاب را در
حضور حاکم جلوی الاغ قرار بده . آن مرد به همین نحو عمل نمودو چونروز موعود
فرا رسید الاغ را برداشته با کتاب به نزد حاکم برد و در حضور حاکم و جمعی
از دوستانش
کتاب را جلوی الاغ گذارد . الاغ بیچاره چون گرسنه بود به عادات روزهای قبل که فکر می کرد بینصفحات کتاب ، جو می باشد شروع به ورق زدن کتاب نمود و چون به صفحه آخر رسید و دید که جوبین صفحات نیست ، بنای عرعر نمود و بدین وسیله خواست بفهماند که گرسنه است و حاضرین مجلس

در کتاب صحیفهالامان آمده است اگر در محنتی گرفتار باشی هفتاد مرتبه بگو :
یا اللهُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا فاطِمَه یا صَاحِبَالزَّمان اَدْرِکنی وَ لا تُهْلِکْنی
(بسیار مجرب است، تجربه شده است)
دعای دیگر به جهت رفع گرفتاری ۱۰۱ مرتبه بخواند
رَبِّ اِنّی مَسَّنِیَ الضُّرِ وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمین

روز عاشورا، روز شهادت حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السّلام ـ و و یاران باوفایش و همچنین روز مصیبت و ناراحتی ائمّه اطهار ـ علیهم السّلام ـ و شیعیان ایشان است. نکات رفتاری یک شیعه در این روز عبارتند از:
◊ به کاری از کارهای دنیا مشغول نشود و به کسب درآمد نپردازد؛
◊ مشغول گریه، نوحه و مصیبت باشد و به گونهای عزاداری کند که در ماتم عزیزترین نزدیکان خود آنچنان عزاداری مینماید و خانواده خود را نیز بر این کار سفارش کند؛
◊ زیارت عاشورا بخواند؛
◊ بر قاتلان امام حسین ـ علیه السّلام ـ فراوان نفرین و لعنت کند؛
◊ این روز را بر دیگر شیعیان جهت مصیبت آن حضرت ـ علیه السّلام ـ تسلیت بگوید؛
◊ کتاب مقتل بخواند؛
◊ در صورتی که در نزد قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ باشد، به مردم آب دهد (که اگر چنین کند، مانند کسی باشد که لشکر آن حضرت ـ علیه السّلام ـ را آب داده و با ایشان در کربلا حاضر شده باشد)؛
◊ هزار مرتبه سوره توحید بخواند؛
◊ بدون آن که قصد روزه کرده باشد، از خوردن و آشامیدن پرهیز کند و پس از عصر به غذایی که اهل عزا میخورند (مانند غذاهای ساده، نه غذاهای لذیذ) افطار نماید؛
◊ لباس پاکیزه بپوشد و خود را شبیه کسانی که عزادارند درآورد؛
◊ روزهای تاسوعا و عاشورا را روزه نگیرد؛ زیرا بنیامیّه این دو روز را برای کوبیدن حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش جشن میگرفتند و جهت برکت روزه میگرفتند و حدیثهای فراوانی در فضیلت این دو روز و روزه آنها بر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به دروغ بستند، در حالی که احادیث فراوانی از اهــلبیت ـ علیهم السّلام ـ در مذمّت روزه این دو روز، و به ویژه روز عاشورا وارد شده است؛
◊ خندان نشود و هر کاری را که نوعی خشنودی محسوب شود انجام ندهد و مشغول لهو و لعب نگردد؛
◊ در پایان روز، یادی از خانواده امام حسین ـ علیه السّلام ـ و دختران و کودکان آن حضرت که در این وقت در کربلا اسیر دشمنان و مشغول ناراحتی و گریه بودند بکند و عزاداری نماید؛
◊ زیارت ویژهای را که برای این روز در کتاب مفاتیحالجنان آمده است بخواند.

حضرت عبّاس علیه السلام ، جلوه عشق و ایثار ، تبلور رادمردى، صفا و وقار ، و تجسّم شجاعت ، شهامت و كرامت است.
او در میان حماسه آفرینان كربلا و شهیدان تاریخ، از چنان جایگاه بلند و مكانت والایى برخوردار است كه به گفته سیّد الساجدین، زین العابدین علیه السلام:
إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّه ِ تَبارَكَ و تَعالى مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَةِ.
براى عبّاس علیه السلام، نزد خداوند تبارك و تعالى، منزلتى است كه همه شهدا در روز قیامت، به او رَشك مى برند.
عکس ماه، در آب افتاده است.
دست در آب بُرد.
فرات، بی صبرانه و مشتاق، در کف دستش غلطید. دست را تا آستان لبش بالا بُرد. موج ها برای زیارت لب هایش، از هم سبقت می گرفتند. خنکایِ آب را با تمام وجود حس کرد؛ به زلال آب خیره شُد .... خیمه ها را دید که در عطش می سوزند.
کودکان را دید که تشنگی از سرو رویشان می بارد. شیرخواره ای که در گهواره، از شدّت عطش بی تاب شده و دست و پاهای کوچکش را به شدت تکان می دهد و جان مادر را به آتش می کشد.
یاس سه ساله ای را دید که رنگ صورت قشنگش از تشنگی زرد شده نگاه تشنه اش را به سمت فرات دوخته و آمدنِ عمو را انتظار می کشد.
صدای سکینه را شنید که مُدام زیر لب عمو! عمو! می گوید ...خورشید، همچنان بی رحمانه می تابد و شلاق سوزان عطش را بر سر و روی دشت می زند.ماه، هنوز کتاب آب نشسته؛ گرما و سنگینی زره و اسلحه، امانش را بریده؛ چقدر تشنه است!زمان، کناری متوقف شده و با بُهت، قداست این لحظات آسمانی را می نگرد و تاریخ، این منظره را، دقیق به تماشا نشسته ؛ تا مبادا چیزی از قلم بیفتد.در آینه ی آب، خیره شُد؛ خورشید را دید که کویر لب هایش، از شدّت عطش ترک خورده است. خورشید را دید، که غریبانه، آمدنِ ماه را انتظار می کشد.
خورشید را که از نهایت تشنگی، بی رمق شده. کوه صبر را دید که بر روی تلّ زینبیه، دعای رفع بلا می خواند! مگر می شود این همه را دید و آب نوشید؟! مگر می شود ...؟
غیرت حیدری اش را چه کند؟ فرشتگان، وسط زمین و آسمان، دل نگران و ملتهب، این صحنه را می نگرد و دست التماس به درگاه خدا بلند کرده و مُدام زیر لب، زمزمه می کنند: خدایا! کاش آقا این آب را بنوشد! ...

موج ها در کف دست مبارکش تضرّع و استغاثه می کنند و برای رسیدن به آستان لب هایش، دستِ نیاز، دراز می کنند.در آینه ی آب، خیره شُد؛ خورشید را دید که کویر لب هایش، از شدّت عطش ترک خورده است.
خورشید را دید، که غریبانه، آمدنِ ماه را انتظار می کشد. خورشید را که از نهایت تشنگی، بی رمق شده.
کوه صبر را دید که بر روی تلّ زینبیه، دعای رفع بلا می خواند! مگر می شود این همه را دید و آب نوشید؟! مگر می شود ...؟
غیرت حیدری اش را چه کند؟ ادب و ارادتش را ؟ حسین تشنه باشد و عباس سیراب ...؟ هرگز! هرگز!
آرام، آب را از کف دستش لغزاند. مشک را سیراب کرد و راه خیمه های تشنه را پیش گرفت.و آن لحظه، همه دیدند که هفت آسمان، پیش پای باب الحوایج به زمین افتاده و سر به سجده نهاد. همه دیدند که سقّای گل های فاطمه، از فرات، تشنه لب برگشت.

" من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم "
" اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود ، پس ای شمشیرها مرا دریابید .
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود !
اما افسوس که به جای افکارش ،
زخم های تنش را نشانمان دادند !!
و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند !!!!
( دکتر شریعتی )


چون وقتی محرم می آید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین
بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد
و خودش در روز تاسوعا
سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...قدرت سامورایی!شب ها در تکیه لخت می شود
و میانداری می کند
و روزها مردم را لخت می کند
و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار
را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش
را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...قادر روزهای تاسوعا و عاشورا
قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان
سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...سیامک چشم چران!که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...نیما پشت ماکسیمایش می نویسد
"من سگ کوی حسینم"ولی هیچ وقت از چارلی!سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...حاج آقا کلامی ۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم
سر زود پایین آمدن از منبر
با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...هیت امنای مسجد .....علیه السلام!درست وقت اذان ظهر عاشورا
اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت!سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم و گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید
عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود
تا سال بعد !تا یاد بعد!

صاحب کتاب کشف الغمه، الخصائص الحسنیه، و الدرااثمین که علامه مجلسی ره در کتاب بحارالانوار از آن ها نقل می نماید گفته اند:
چون خدای متعال اراده نمود که توبه آدم را بپذیرد، آدم بر فراز ؟؟بود که از پرده از جلوی چشمان او برداشته شد و در عرش، اسامی پنج تن آل عبا را مشاهده نمود و آن اسامی را بر زبان راند و از جبرائیل پرسید اینان چه کسانی هستند؟
جبرائیل آنها را معرفی کرد و سپس گفت خدا را به این اسامی بخوان تا توبه ات را بپذیرد و آدم پرسید چگونه بخوانم. جبرائیل گفت بگو یا حمید بحق محمد، یا علی بحق علی، یا فاطمه بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن، و یا قدیم الاحسان بحق الحسین
وقتی جبرئیل نام حسین علیه السلام را برد قلب آدم شکست و اشکش جاری شد، گفت برادرم جبرائیل چرا هنگامی که نام پنجم را بر زبان جاری می ساختم قلبم شکشت و اشکم جاری شد؟
جبرئیل گفت: برای این فرزندت مصیبتی روی دهد که (همه) مصائب نزد آن کوچک و حقیرند.
مرحوم علامه می فرماید ضمیر فاعلی مستتر در جعل به الله برمی گردد و صمیر مفعولی بارز به برائت (و دوری از غیر خدا) که ابراهیم از آن سخن گفته بود و معنایش نفی خدایان است اما حضرت باقر سلام الله علیه می فرماید (این کلمه باقیه که همان توحید است) در فرزندان حسین (ع)قرار دارد که «ینتقل من ولد الی ولا ولاترجع من اخ ولاهم» منظور اینکه امامت در نسل او از فرزندی به فرزند دیگر می رسد و به برادر و عمو باز نمی گردد

آدم گفت: آن مصائب چگونه اند؟
قال: یقتل عطشانا غریباً وحیداً فریداً گفت که فرزندت را می کشند در حالی که تشنه کام است و بی کس و تنها نه او را ناصری هست و نه کمک کننده ای ای آدم اگر او را ببینی
در آن روز که از فرط تشنه کامی شکایت می کند و از فقدان یاری دهنده ولی خدا شکایت می کند تا آنکه آسمان در جلوی دیدگانش تیره و تار گردد، پس هیچکس او را یاری ندهد جز با شمشیر که او را از قفا سر ببرند و اموالش را غارت نمایند و سرانشان را بر فراز لحاظ از این دیار به دیاری دیگری براند در حالی که زنانشان در جلوی سرها باشند و اینچنین در علم خداوندی این حادثه بزرگ رقم خورده است.
همانگونه که دیدید منظور از «کلمات» در آیه شریفه 37 سوره بقره، نفوس مطهره اصحاب کساء و ارباب خمسه طاهره بوده اند که نوگل این بوستان محمدی حضرت سید الشهداء علیه السلام است و فخر رازی که از مفسرین اهل سنت است نیز منظور از کلمات را در آیه شریفه پیامبر و اهل بیت او می داند.
سبوطی از علمای اهل سنت در کتاب الدرالمنشور گفته است: ابن نجار از ابن عباس نقل کرده است که او گفت در تفسیر آیه شریفه معنای کلمات چیست حضرت فرمودند سوگند به حق آن محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند که به احترام آنان خدا توبه آدم را پذیرفت.
و مرحوم طبرسی در مجمع البیان ج 1 ص 89 روایتی نقل نموده است که حکایت از آن دارد که کلمات اصحاب خمسه طاهره هستند.
و نظیر این آیه شریفه آیه 31 سوره بقره است که می فرماید «و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه و قال النبئونی باسماء هولاء ان کنتم صادقین» یعنی و خدا همه نامها را به آدم آموخت، آنگاه حقائق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: خبر دهید مرا به اسماء و نامهای اینان اگر راست می گویید. در تفسیر امام عسگری سلام الله علیه چنین آمده است «ثم قال و علم آدم الاسماء کلها- اسماء انبیا الله و اسماء محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین و الطیبین من الله و اسماء خیار شیعتهم و عشاه اعدائهم» ثم عرضهم- عرض محمداً و علیاً و الائمه علی الملائکه ای عرض اشباحهم و هم انوار فی الاظله- یعنی آدم نامهای پیامبران الهی نام محمد، علی، فاطمه، و حسنین و پاکان از خاندان آنان و اسامی خوبان شیعیان نشان و سرکشان از دشمنانشان را بیاموخت سپس بر آنان عرضه نمود و بدینسان حضرت محمد، علی و ائمه علیهم السلام را بر فرشتگان عرضه کرد یعنی نور ساطع آنان را به نمایش درآورد.
این آیه شریفه بیانگر نامها و اسماء است که نام سیدالشهداء نیز از جمله آن اسامی است در صورتی که در آیه 37 از کلماتی نام یاد می شود که جناب آدم با آن توبه نمود.
در همان سوره آیه 124 چنین خداوند فرموده اند: «اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» و آن گاه که پروردگار ابراهیم را به کلماتی آزمود و آن آزمون را به اتمام و انجام رساند و به ابراهیم گفت: من تو را پیشوای مردمان قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من نیز خدای تبارک و تعالی فرمود: میثاق من به ستمگران نمی رسد.
علامه مجلسی در بحارالانوار در خصوص تفسیر این آیه شریفه روایتی را از مفضل بن عمرو از امام جعفر صادق چنین نقل می نماید: قال سئلته عن قول الله عز و جل «و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات» ماهنده الکمات قال هی الکمات التی تلقاها آدم من ربه فتاب علیه و هو انه قال یا رب استلک محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین الا تبت علی فتاب الله علیه انه هوالتواب الرحیم. فقلت له یابن رسول الله فما یعنی بقوله «اتمهن» قال یعنی اتمهن الی القائم أئنا عشر اماماً تعه من والدالحسین.

مفضل بن عمرو که کتاب توحید او معروف است می گوید از امام صادق پرسیدم که کلمات در آیه شریفه اذا ابتلی چیست؟
حضرت فرمودند: همان کلماتی است که آدم به آنها توبه نمود و همان کلماتی بود که آدم آنان را از خداوند دریافت داشت. آدم چنین گفت: پروردگارا از تو می خواهم به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین که توبه مرا بپذیری، خداوند نیز توبه اش را پذیرا شد زیرا که او توبه پذیر مهربان است. مفضل می گوید عرض کردم آقا خداوند از اتمهن چه چیزی را قصد نموده است حضرت فرمودند اتمام کلمات با قائم آل محمد صورت می گیرد. دوازده امام که نه تن آنان از فرزندان امام حسین هستند.
ضمیر "هنّ" در "اتمهنّ" مویدی بر این مدعاست که مصادیق کلمات، نفوس کامله انسانی است، نظیر ضمیر جمع "هم" در آیه شریفه"و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه..."که عائد به کلمه "اسماء" است و نشان می دهد که مراد از اسماء، ذوات عاقله و ذی روح هستند.
با اندکی ملاحظه معلوم می شود که چه سیر الهی و پایداری را حضرت ابراهیم طی نموده اند. همانگونه که امام صادق علیه السلام فرمودند ابراهیم ابتدا مقام بندگی را پیمودند (و اتینا ابرااهیم رشده من قبل و کتابه عالمین) آنگاه وی را به مقام نبوت رسانیدند (این را به او وحی فرمودند) سپس ماموریت تبلیغ و رسالت یافتند و به مقام رسالت رسیدند و سپس او خلیل الرحمن و دوست خدا شد وقتی به همه کمالات رسیدند در آزمونها پیروز گشتند وحی آمد «انی جاعلک للناس اماما" آنگاه به مقام امامت رسید.
عده ای هم گفته اند که منظور از کلمات در کریمه یاد شده، امتحان ها و آزمون هایی است است که ابراهیم با آنها آزمایش شد، و عهدهائى است الهى ، که وفاى بدانها را از او خواسته بودند، مانند قضیه کواکب ، و بتها، و آتش ، و هجرت ، و قربانى کردن فرزند، و غیره .
امام صادق در ادامه می فرمایند منظور از ظالمین که بر امامت نائل نخواهند شد سفها هستند.
در تفسیر این سخن حضرت آمده است که ستمگر آن است که مرتکب اشتباهی شود و آن با مقام امامت سازگار نیست، بنابراین آیه شریفه که نفی امامت توسط ستمگران را به همراه دارد لازمه اش این است که پاکان از خاندان ابراهیم که همان امامت از نسل امام حسین علیه السلام باشد پیشوایان مردم هستند همانگونه که قرآن می فرماید "و جعلنا ائمه یهدون بارنا".
با عنایت به روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام ذیل آیه شریفه، می توان دریافت که مراد از جعل امامت برای ذریه حضرت ابراهیم، پیشوایی خاندان پیامبر (ص) می باشد، از جمله روایت شریف:
" عن هشام بن الحكم عن أبیعبدالله(علیهالسلام) فی قول الله: إنّی جاعلك للنّاس إماماً قال: فقال: «لو علم الله أنّ اسماً أفضل منه لسمّانا به» 2 قال أبوعبدالله(علیهالسلام): «ینكرون الإمام المفترض الطاعة و یجحدون به والله مافی الأرض منزلة أعظم عند الله من مفترض الطاعة، فقد كان إبراهیم دهراً ینزّلعلیه الأمر من الله و ما كان مفترض الطاعة حتی بدأ لله أن یكرمه و یعظّمه،فقال: إنّی جاعلك للنّاس إماماً فعرف إبراهیم ما فیها من الفضل، فقال: و من ذرّیّتی فقال: لا ینال عهدی الظالمین». قال أبوعبدالله(علیهالسلام): «أی إنّما هی ذرّیتك لایكون فی غیرهم»
با توجه به روایت یاد شده باید گفت از آنجا که سلسله امامت، نبوّت، رسالت و ولایت به هم پیوسته است جعل امامت اهل بیت(علیهم السلام) توسط حضرت ختمی مرتبت در حقیقت ادامه جعل الهی است نسبت به حضرت ابراهیم (ع)كه اگر چه در صحنه های گوناگون همچون غدیر تجلّی نمود اما حقیقت آن در نشأه دنیا با دعای حضرت خلیل تثبیت شد.
آنچه حضرت رسول اكرم(ص) ابلاغ نمود «تأسیس» امامت برای ذرّیه خود نبود بلکه اظهار و انجام عملی چیزی بود که ریشه اش در عرش و پایه اش از زمان خلقت ادم پی ریزی شده بود.
و حضرت رسول گرامی(ص) در جعل امامت برای ذرّیه خود پیرو ملّت حضرت ابراهیم(علیهالسلام) بود.
در خصوص شریفه یاد شده، استاد جوادی آملی بر این باور است که «آنچه در اینگونه احادیث از لحاظِ تطبیق كلمات بر ذوات قدسی اهلبیت عصمت(علیهمالسلام) وارد شده، از سنخ بیان مصداق است، نه تفسیر مفهوم؛ چنانكه مستفاد از اینها مصادیق فیالجمله است، نه بالجمله. و مكن است مقصود از ابتلاء، عرض ولایت كبرای اهلبیت(علیهمالسلام) و ارائه باطن آن حضرات(علیهمالسلام)، و لزوم قبول و تمكین در ساحت قدس آنان باشد»(ر.ک: تفسیر دهاق تسنیم، ج 6)
آیه شریفه دیگری که دربردارنده «کلمه» است و آن نیز اطلاق بر وجود مبارک حضرت اباعبدالله الحسین دارد آیه شریفه 28 سوره زخرف است «و جعلها کلمه باقیه فی عقبه لعلهم یرجعون» و این خداپرستی را بر همه ذریه و فرزندانش تا قیامت کلمه باقیه گردانید تا همه فرزندانش به (خدای یکتا) رجوع کنند.
مرحوم علامه می فرماید ضمیر فاعلی مستتر در جعل به الله برمی گردد و صمیر مفعولی بارز به برائت (و دوری از غیر خدا) که ابراهیم از آن سخن گفته بود و معنایش نفی خدایان است اما حضرت باقر سلام الله علیه می فرماید (این کلمه باقیه که همان توحید است) در فرزندان حسین (ع)قرار دارد که «ینتقل من ولد الی ولا ولاترجع من اخ ولاهم» منظور اینکه امامت در نسل او از فرزندی به فرزند دیگر می رسد و به برادر و عمو باز نمی گردد.
کلمه» در قرآن شریف به معانی متفاوتی آمده است. اما "فقه اللغة" اقتضا می کند که آنان در یک امر با یکدیگر مشارکت داشته باشند، مشابه این مشارکت را در ماده «جن» می بینیم که یک نحوه پنهان بودن در همه آنها موجود است مثلاً جن (پری) چهره ای پنهان دارد یا مجنون به کسی اطلاق می شود که عقل در وجودش پنهان است یا جنت (بهشت) به باغی گفته می شود که پنهان از دیدگان اهل دنیاست و جان و روح که قابل رؤیت نیست و ...
امام صادق نیز در همین خصوص می فرماید این کلمه باقیه در نسل جناب ابراهیم همان امامت است همانگونه که طبرسی نیز در مجمع البیان گفته است.
و چینش این دو در کنار هم یعنی توحید و ولایت در این آیه از اسراری است که موجب موفقیت است یعنی تعین توحید در ولایت ائمه هدی و معصومین علیهم السلام.
آیه دیگر که به مراتب کلمه اللهی حضرت سید الشهداء اشارت دارد آیه 14 سوره ابراهیم است «أَلَمْ تَرَ كَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیبَةً كَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ(إبراهیم/24)» ای رسول ما ندانستی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درختی زیبا مثال زده که اثیر آنن پابرجا در زمین است و شاخه آن بر آسمان.
جناب طبرسی در مجمع البیان ج3 ص 312 روایتی را از عبدالله ابن عباس نقل کرده قال قال جبرائیل للنبی (ص) انت الشجره و علی غضبها و فاطمه ورقها و الحسن والحسین ثمانها( ابن عباس می گوید جبرئیل به پیامبر گفت تو همان درخت طیبه ای و علی شاخه آن درخت و فاطمه برگ آن و حسن و حسین میوه های آن درخت می باشند.)
1ـ ستایش حق تعالی:ستایش
سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه
وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری بپای صنعت او نرسد.
بخشنده بیدریغ است. اوست كه بدایع خلقت را بسرشت و صنایع گوناگون وجود را
با حكمت خویش استوار ساخت.......
2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:پروردگارا
بسوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت
كننده و پرورنده منی. و بازگشتم بسوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از
اینكه چیز قابل ذكری باشم.......
3ـ خود شناسی:و
قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمتهای بیكرانت قرار دادی.
آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریكیهای سه گانه جنینی
سكونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و
هیچیك از امورم را بخودم وا نگذاشتی........
4ـ راز آفرینش انسان:ولی
مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به كمال) موجودی كامل و سالم
بدنیا آوردی. و در آن هنگام كه كودكی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ
كردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دلهای پرستاران را بجانب
من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی........
5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:تا
اینكه با گوهر سخن مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمتهای بیكرانت را بر من
تمام كردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا اینكه فطرت و
سرنوشتم، به كمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من
تمام كردی كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی.......
6ـ نعمتهای خداوند:آری
این لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم كه
نعمتی را از من دریغ داری. بلكه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی.
با اقدام عظیم و مرحمت بیكرانت بر من. و باحسان عمیم خود نسبت به من، تا
اینكه همه نعماتت را درباره من تكمیل فرمودی......
7ـ شهادت به بیكرانی نعمت های الهی:الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم
و
به باطن نادیدنی نهادم. و پیوستهای جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده
بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و
آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لبهای من پنهان است......
8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی:گواهی
می دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر
یكی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن
خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد...........
9ـ ستایش خدای یگانه:معهذا من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا. كه وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم:
حمد
و ستایش خدایی را كه فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه
شریكی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در
ساختن جهان به وی كمك دهد.....
10ـ خواسته های یك انسان متعالی:خداوندا،
چنان كن كه از تو بیم داشته باشم، آنچنان كه گویی تو را می بینم و مرا با
تقوایت رستگار كن! اما بخاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه
سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و بركت بمن عطا فرما!
11ـ سپاس به تربیت های الهی:خداوندا!
ستایش از آن تست كه مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش
سزاوار تست كه مرا بیافریدی و خلقتم را نیكو بیاراستی. بخاطر لطفی كه به من
داشتی والا......
12ـ نیازهای تربیتی از خدا:و
مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنجهای
این جهان و محنتهای آن جهان نجات بده و از شر بدیهایی كه ستمكاران در زمین
می كنند نگاه بدار.............
13ـ شكایت به پیشگاه خداوند:خدایا!
مرا به كه وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد
گسست؟ یا به بیگانه كه بر من بر آشفتد؟ یا به كسانیكه مرا به استضعاف و
استثمار كشانند؟ در صورتیكه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟
14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده كتب آسمانی:ای
خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحق و یعقوب، و ای
پروردگار جبرئیل، مكائیل و اسرائیل. و ای تربیت كننده محمد، خاتم پیامبران و
فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان......
15ـ تو پناهگاه منی:تو
پناهگاه منی، بهنگامی كه راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و
فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان
بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از
رسوایان بودم.
---------------------------------------------
منبع: دعای عرفه عبدالكریم بی آزار شیرازی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
دیشب پس از مدتها فرصت کردم به سینما بروم!
موضوع فیلم در حوزه پژوهش هایم بود ، و به واکاوی جریان صهیونیزم و رفتارشناسی ایشان و مبنای فکری چنین کنش هایی می پرداخت.
قبلا از واکنش صهیونیستها نسبت به این فیلم مطالبی را به صورت پراکنده و جسته و گریخته شنیده و خوانده بودم. از جمله ممونع الورود شدن جناب علی نصیریان هنرمند توانمند عرصه سینمای کشورمان به ایالات متحده امریکا.
راستش قصد نقد فنی فیلم و بررسی فاکتور ها و گزاره های هنری فیلم را ندارم و این عرصه را به نقادان متخصص واگذار می نمایم از این رو در باره مضامین و مفاهیم صهیونیزم شناسی آن سخن خواهم راند!
شگفتی بی خبران:
یکی از مهمترین اتفاقاتی که تقریبا بلا استثنا در باره تمام افرادی که برای اولین بار در حوزه صهیونیزم و شناخت یهودیت تحریف شده وارد می شوند روی می دهد، شگفتی بیش از حد فرد و باور نکردنی بودن موارد مورد پژوهش است، تا جایی که فرد احساس می کند دچار توهم توطئه شده و در فضایی دیگر از معلومات و معمولات زندگی گذشته به سر می برد. در حالی که این واقعیت محض است وآنچه فرد دیده یا خوانده بخشی جزئی از جنایات این جریان در جهان است و به سبب کنترل رسانه ای که این شبکه شیطانی در دنیا دارد مردم در کمترین میزان آگاهی از ترفند ها و نقشه هایشان هستند (پروتوکول شماره پانزده).
روزانه در دنیا حدود 45 ملیون کلمه خبر تولید می شود که بیش از 90 درصد آن در 4 بنگاه صهیونیستی آسو شیتد پرس،یونایتد پرس،فرانس پرس و رویترز ، تولید می شود و طبیعی است که هیچ اخباری علیه صهیونیستها پخش نشود.
غالب عزیزانی که در حوزه صهیونیزم اطلاعی ندارند از دیدن این فیلم تعجب فراوان می کنند و آنرا آنتی سمیتیستی (ضد یهود) می پندارند در حالی که بسیاری از موارد مطروحه در فیلم به لحاظ محتوای پژوهشی صحت دارد.
متون دینی منحرف:
یکی از مهمترین شاخصه های این فیلم متوجه نمودن نگاه مردم به پشتوانه دینی بسیاری از جنایتهای صهیونیستها است،
قرآن کریم بارها به جریان تحریف در میان یهودیان اشاره می کند و در روایات فراوان نیز به آن اشاره شده است (یحرفون الکلم عن مواضعه و...) پژوهشگران زیادی نیز اعم از مسلمان ، مسیحی و حتی یهودی همچون اسرائیل شاهاک در این باره مطلب بسیاری نگاشته و پژوهش های فراوان نموده اند، حتی برخی پژوهشهای فرادینی زبان شناسی نیز وجود ادبیات گوناگون و متنوع نویسندگان در بازه های زمانی مختلف را در نگارش این کتب تایید نموده اند:
«در قدیم مردم معتقد بودند كه موسى تورات را نوشته است، اما مطالعات جدید كتاب مقدس نشان مىدهد كه پاسخ به مساله اصل و منشا اسفار تورات از آنچه در ابتدا تصور مىشود، دشوارتر است. تورات در طول نسلها پدید آمده است. در ابتدا روایتهایى وجود داشت كه قوم یهود آنها را به طور شفاهى به یكدیگر منتقل مىكردند، سپس روایات مذكور در چند مجموعه نوشته شد كه برخى از آنها در باب تاریخ و برخى در باب احكام بود.سرانجام در قرن پنجم قبل از میلاد این مجموعهها در یك كتاب گرد آمد. كسانى كه در این كار طولانى و پیچیده شركت كردند بسیار بودند و نام اكثریت قاطع آنها را تاریخ فراموش كرده است. به عقیده یهودیان و مسیحیان، الهام الهى در همه مراحل تالیف تورات، همراه و پشتیبان بوده است» .( توماس میشل، كلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، مركز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، چاپ اول، 1377ش . ، ص32 .)
در واقع باید گفت جریان منحرف تحریف گر در بنی اسرائیل تا جایی که توانستند دست به تحریف متون دینی اعم از تورات و دیگر کتب عهد عتیق زده اند و بسیاری از مشکلات فاناتیستی صهیونیزم جهانی را باید محصول این جریان تحریفی دانست.
متاسفانه امروز بسیاری از جنایات اسرائیل ماهیتی کاملا عقیدتی داشته و بعضا برخی خاخام های صهیونیست بابت تک تک اعمال خود توجیه دینی دارند.
این تفکر تحریف شده چنان نژاد پرستانه است که غیر یهودیان را انسان ندانسته و در برخی احکام تلمودی کشتن ایشان را نیز جایز می داند .
آنچه شارون در صبرا و شتیلا انجام داد بنا بر روایات تاریخ خود یهودیان ، سالها قبل در زمان یوشع بن نون نیز اجرا شده بود. (رجوع کنید کتاب یوشع باب هشت آیات 1 تا 29) فلذا از این نظر این رفتار های سبعانه کاملا ریشه در کتب تحریف شده و از سویی دیگر برداشتهای مغرضانه از متون دینی دارد.
در بسیاری از سکانس های این فیلم کاراکتر نقش علی نصیریان (حانان) پس از انجام جنایاتش فراز هایی از متون دینی را زمزمه می کند ، که گواهی بر این مدعاست.
در همین راستا نگاه دینی به جنایات صهیونیستها در این فیلم ، واکنش نماینده کلیمیان در مجلس را منجر شد .
اعتراض نماینده کلیمیان در مجلس به اکران فیلم شکارچی شنبه
البته در بخش هایی از فیلم برخی موارد درست رعایت نشده است که البته در مجموع به مفهوم کلی آن آسیب چندانی وارد نکرده است.
برای نمونه می توان به نحوه وراثت خونی و نژادی یهودیان اشاره نمود که از طریق زن (مادر) صورت می گیرد ، لذا در خواست ازدواج با زنی میسحی برای به دنیا آوردن فرزندان بسیار توسط یک خاخام نژاد پرست چندان توجیه پژوهششی ندارد.
وهابیت عروسک خیمه شب بازی یهود:
یک دیگر از شاخصه های این فیلم راباید در بررسی وهابیت و منتسب دانستن آن به جریان صهیونیزم دانست، نویسنده فیلم نامه و پژوهشگران آن ، چنین گزاره ای را در کاراکتر شخصیت عرب فیلم با چفیه قرمز رنگ گنجانده اند و ایشان را نوکران صهیونیزم جهانی و خاخامیسم تحریف گر بنی اسرائیل نشان داده اند، علی الخصوص که در پایان فیلم این فرد ، با چشم کور شده بی شباهت به مفتی اعظم سابق وهابیون "ابن باز" و یا "عبد العزیز آل شیخ " نیست.

در این باره سخن بسیار است و حقیر کوچکترین شکی در انتساب وهابیت به صهیونیزم ندارم و این امر از زوایای گوناگون اعم از نحوه شکل گیری، حامیان وهابیت، عملکرد ایشان، تفکرات انحرافی شدید این فرقه و غیره به سادگی قابل بررسی است.
گفتنی است حکام سعودی و مفتیان وهابی دو بازوی این جریان شوم هستند که هریک نقش تعریف شده خاص خود را دارد، آنچه امروز در بحرین و یمن توسط سعودی ها در حال وقوع است به لحاظ مفهومی هیچ تفاوتی با جنایات صهیونیستها نداشته و در هردو قربانی انسانی تقدیم به شوم ترین اهداف شیطانی می گردد.
در زیر سندی را می بینید که ملک عبد الله (پادشاه کنونی عربستان) به صهیونیست ها فلسطین را تقدیم می کند ، گفتنی است این سند در در شوال سال 1329 هجری قمری مصادف با سال 1972 میلادی توسط مجله کویتی "العربی" افشا شد :

استناد به شیوه گفتار یا رفتار بزرگان، عامل مهمی در تأثیر نکته های اخلاقی در مخاطب به
شمار میآید. پیشوای نهم، امام جواد علیه السلام نیز گاه برای بیان معارف دینی، به روش
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله استناد میکردند. آن حضرت فرمودند : « پیغمبر اکرم
صلی الله علیه و آله پس از نماز چنین دعا میکرد:
خدایا! [گناهانی] را که پیشتر کردهام یا میکنم، نهان و آشکار مرا، اسراف بر خودم را و آنچه را تو بهتر از من میدانی، بر من بیامرز.
خدایا! تو پیش از همه و پس از همه هستی،... تا زمانیکه زندگی را برایم بهتر میدانی، مرا زنده نگاه دار و آن گاه که مرگ را برایم بهتر میدانی، مرا بمیران....
خدایا! ما را به زینت ایمان زیبا کن و راهنما و رهیافته قرار ده.
ای پروردگار من! دلی پیراسته و زبانی راستگو از تو میخواهم، از آنچه میدانی، آمرزش میطلبم و نیکوترین آنچه میدانی، از تو میخواهم و از بدی آنچه میدانی به تو پناه میبرم، که تو میدانی و ما نمیدانیم و تو به نهانها بسیار آگاهی».

برخود ایران در مقابل اسلام طبق مکتب امنیتی چهارم یا همان اصالت موقعیت (منبع: مدافع کلیپ)
دریافت فایل تصویری /مستقیم / حجم:۹،۸۲۵مگابایت
دریافت فایل صوتی / مستقیم / حجم:۱،۷۷۹مگابایت







قبلا خدمتتان عرض کردیم که قرآن موارد متعددی را مؤثر در پیشگیری از گناه بر می شمارد .
یکی دیگر از راههای مؤثر در ترک گناه شناخت آثار و برکات دوری از گناه است طبیعتا وقتی ما آثار سوء ارتکاب گناه و برکات عدم ارتکاب گناهان را با هم مقایسه می کنیم انگیزه پیدا می کنیم که هر چه بیشتر از گناهان دوری کنیم .
شناخت فضائل و آثار ترک گناه می تواند عامل و محرک خوبی برای ترک گناهان باشد.در این قسمت بعضی از فضائل ترک گناه را بررس می کنیم.
معرفت به اینکه برترین عبادت، ترک گناه است که از آن به جهاد اکبر یاد می شود. از حضرت على علیه السّلام نقل شده است: ترک تمایلات، برترین عبادت و زیباترین عادت است. (1)همچنین از امام على بن الحسین علیه السّلام نقل شده که فرمود: هر کس، از آنچه خدا بر او حرام کرده است دورى گزیند، از عابدترین مردم است. (2)در حدیثى از پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم نقل شده که فرمود: هر کس از نافرمانى خداوند خوددارى کند مانند کسى است که در راه خدا جهاد کرده است. (3)
2. محبوب خدا شدن
انسانی که گناه نمی کند محبوب خداوند می شود و چه چیز بهتر از محبوب خداوند بودن.از على علیه السّلام نقل شده است: اگر از گناهان دورى کنید خدا شما را دوست خواهد داشت.( 4)« بَلَی مَن أَوفی بِعَدِهِ وَ اتَّقی فَإنَّ اللهَ یحِبُّ المُتِّقِینَ » (5) آری هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری نماید، بی تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. «... إِنَّ اللهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یحِبُّ المُتَطَّهِّرِینَ (6)خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست دارد.

خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفتهاند آبرو بردن را.
ببینید؛ خدا چند گناه را نمیبخشد:
1- عمدا نماز نخواندن.
2- به ناحق آدم کشتن.
3- عقوق والدین.
4- آبرو بردن.
این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمیشوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف میکرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه میگویی؟ میگفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما هیئتیها، مسجدیها و مقدسها آبرو میبرند.
عزیز من اسلام میخواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضیها با زبانشان میروند جهنم.
روایت داریم که میفرماید اغلب جهنمیها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب میخورند و از دیوار مردم بالا میروند. یک مشت مومن مقدس را میآورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیأت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو میبرند.
امیرالمومنین به حارث همدانی میفرماید: اگر هر چه را که میشنوی بگویی؛ دروغگو هستی.
گناهکار چند نوع است: عدهای گناه میکنند، بعد ناراحت و پشیمان میشوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه میکنند و هرگز فکر نمیکنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره میشکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز میشود.

هر چه قدر یک فرد به خدا و دین اعتقاد بیشتری داشته باشد به همان اندازه از زندگی رضایت بیشتری دارد، موفقتر است و در ارتباط با دیگران صداقت بیشتری دارد…
در یک مطالعه که در نشریه روانشناسی آمریکا به چاپ رسیده است
کایون لیم و همکارانش از دانشگاه هاروارد مطالعهای را روی ۳ هزار و ۱۰۰
آمریکایی انجام دادند و از آنها سوالاتی در مورد فعالیت مذهبی و اعتقاد
آنها پرسیدند. همین تحقیقات یک سال بعد هم دقیقا به همین شکل انجام شد تا
تاثیر باورهای دینی در زندگی این افراد بررسی شود.
در این مطالعات مشخص شد در بین پیروان تمام ادیان، افرادی که به طور مرتب در مراسم مذهبی خاص دین خود شرکت میکنند ۲۸ درصد از زندگی خود رضایت بیشتری دارند. حتی افرادی که گاهی اوقات در مراسم و آئینهای مذهبی شرکت میکردند نیز ۲۳ درصد رضایت بیشتری نسبت به افراد دیگر داشتند.
محققان متوجه شدند یکی از عوامل تاثیرگذار در افزایش میزان رضایت از زندگی افراد مذهبی، افزایش تعداد دوستانی است که آنها به واسطه شرکت در فعالیتهای دینی پیدا میکنند. افرادی که با بیش از ۱۰ نفر ارتباط دوستی دارند به میزان دو برابر بیشتر نسبت به افرادی که دوستان نزدیک ندارند از زندگی خود رضایت دارند.
لیم در این باره گفت: زمانی که تعدادی از دوستان نزدیک طبق یک نظم مشخص و در حین انجام فعالیتهای پرمعنی مانند عبادت یکدیگر را ملاقات میکنند احساس شادی و رضایت از زندگی آنها به طور قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
اعتقاد به خدا انسان را امیدوارتر، صادقتر و بخشندهتر میکند
اعتقاد به خدا تاثیر بسیار زیادی روی روحیه مردم دارد. بعد از چند دهه
تحقیقات دانشمندان متوجه شدند دین و مذهب انسانها را امیدوارتر، صادقتر و
سخاوتمندتر میکند.
دکتر آرا نورنزایان روانشناس دانشگاه بریتیش کلیبیا در این باره گفت: همیشه در مورد تاثیر مثبت اعتقاد به خدا روی رفتار انسانها صحبت میشود، اما این بار ما به دنبال آن بودیم تا از دیدگاه علمی این موضوع را ثابت کنیم.
مطالعات انجام شده بین ارتباط بین مذهب و رفتارهای اجتماعی نشان میدهد افراد مذهبی که دارای افکار معنوی هستند با احتمال کمتری دست به تقلب میزنند و احساس اطمینان بین غریبهها را در یک جمع افزایش میدهند. افرادی که مرتب نماز میخوانند و در مراسم مذهبی شرکت میکنند بیشتر از دیگران در فعالیتهای خیریه مشارکت میکنند و به طور داوطلبانه برای کمک به دیگران داوطلب میشوند.
مذهبیها موفقترند
افراد مذهبی در بسیاری از زمینهها نسبت به بیخداها موفقترند، چرا که افراد معتقد بیشتر برای رسیدن به اهداف بلند مدت خود تلاش میکنند و در این راه مداومت دارند.
این افراد با احتمال کمتری نسبت به دیگران سراغ سوء مصرف مواد مخدر میروند، معمولا در دوران تحصیل موفقیتهای بیشتری کسب میکنند، رفتارهای سالمتری از خود بروز میدهند، کمتر دچار افسردگی میشوند و عمر طولانیتری هم دارند.
مایکل مککالوق استاد دانشگاه میامی نتیجه هشت دهه تحقیقات مختلف در مورد دین، مذهب و اعتقاد به خدا را که روی گروههای مختلفی از مردم در سراسر جهان انجام شده بود مورد بررسی قرار دادند. با تحقیق کردن در دسته بسیار متنوعی از فاکتورها مانند زمینههای اجتماعی، روانشناسی، اقتصادی، عصبشناسی، محققان متوجه شدند رفتارهای مذهبی پیروان ادیان را ترغیب به کنترل بیشتر خود میکند.
دانشمندان معتقدند این که یک فرد بتواند خود را کنترل کند و برای زندگی خود قانونهای خاصی را وضع کند نقش بسیار زیادی در موفقیت او دارد، اما متاسفانه نسبت به این معیارها توجه زیادی صورت نمیگیرد. محققان متوجه شدند دعا خواندن و ارتباط با خداوند روی قسمتهایی از مغز انسانها اثر میگذارد که ارتباط زیادی با کنترل شخصی دارد. این موضوع که افراد مذهبیتر توانایی بیشتری در کنترل خودشان دارد میتواند توضیح دهنده این موضوع باشد که چرا معتقدان به یک دین کمتر از دیگران به سراغ مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی میروند و کمتر از دیگران به دلیل مشکلات اجتماعی و اخلاقی و ارتکاب به جرم به زندان میافتند.

ملاک ارزش گذاری غم و شادی
«اما بعد فان المرء قد یسره درک ما لم یکن لیفوته و یسوء فوت ما لم یکن لیدرکه فلیکن سرورک بما نلت من آخرتک و لیکن اسفک علی ما فاتک منها و ما نلت من دنیاک فلا تکثر به فرحاً و ما فاتک منها فلات تأس علیه جزعاً ولیکن همّک فیما بعد الموت.» اما بعد، گاه باشد که مرد از به دست آوردن چیزهایی شاد میشود که از دستش نمیرفته و در عین حال غم از دست دادن چیزهایی را میخورد که دست یافتن به آنها محال بوده است. چنان باید که شادی و سرور تنها به سبب بهرههایی باشد که از آخرت خویش به دست آوردهای و دریغت بر ارزشهای اخروی باشد که از دست میدهی. اما از بهرههای که از دنیای خویش به چنگ میآوری شاد مباش از ارزشهای دنیوی و مادی که از دست میدهی اندوهگین مشو رحمت خویش را به تمامی صرف دنیای پس از مرگ کن.(1)
«فلا یکن افضل ما نلت فی نفسک من دنیاک بلوغ لذت اوشفاء غیظ و لکن اطفاء باطل و احیاء حق ولیکن سرورک بما قدمت و اسفک علی ما خلقت و همّک فیما بعدالموت.» ؛ پس چنین مباد در نگاه تو دست یافتن به لذتی یا فرو نشانیدن آتش خشمی، برترین دست آورد باشد که در نگاه چون تویی برترین ارزشهای میباید کشتن یا زنده کردن حقی باشد و نیز بایسته است که بر آن چه پیش میفرستی شادمان شوی و بر آن چه برجای مینهی افسوس بخوری و فراسوی زندگی این جهان را همت گماری.(2)
بنابراین هر یک از غم و شادی جایگاه خاص خود را دارد و انسان به هر دو به عنوان یک شئ ارزشمند نیازمند است زیرا همان طور که شادی باعث نشاط روح میگردد غم نیز انسان را برای فعالیت بیشتر تحت فشار قرار میدهد. اگر فشاری بر انسان وارد نشود شرایط موجود را مطلوب میپندارد و در نتیجه دست به تلاش و کوشش نمیزند. این امر باعث رخوت و رکود میگردد. مانند شخصی که به بیماری سرطان مبتلاست و در ابتدای بیماری چون خود فرد اطلاعی از بیماریش ندارد به دنبال درمان نیست تا زمانی که علایم بیماری بروز کند در آن زمان به تکاپو می افتد و درصدد رفع معزل میباشد.
بباید داد تن کار قضا را پذیرفتن همه حکم خدا را
به حق چون و چرا هرگز نشاید ز تقدیرش غمین بودن نباید
به چیزی گر که مردی شادمان است مر آن شادی به چیزی ز آن جهان است
وگر ناچار باید خوردن غم بباید خورد غم گر شد ز دین کم
غم و شادی سزای این سرا نیست برای آن سرا باید به غم زیست
جهان گر پشت کرد و بِستَدَت زر مده آه جگر را بر فلک سر
وگر که باز ایمان از کَفَت جست سزد ز افسوس سائی دست بر دست
غم دین خور که دنیا غم نیرزد که طفل یک شبه ماتم نیرزد(4)
شادی برای امور دنیوی و به دست آوردن لذات، از جنس غفلت است. ولی حزن و اندوه از جنس هشیاری. زیرا وجود اندوه وابسته به دو شرط است:
1- وقوع حادثه ناگوار
2- فهم و برداشت انسان از مسأله ایی که بر او حادث شده است.
«وَ لم اکلت الارض من عزیز جسد وانبق اون ...»
چه بسیار تنهای عزیز و خوش آب و رنگی که به کام زمین فرو رفتهاند حال آنکه در دنیا با ناز و نعمت تغذیه میشده اند و در دامن آبرو و شرف پرورش یافتهاند. لحظههای اندوهشان را با تفریح درمان میکردند و هر گاه مصیبتی دچار میآمدند به بی تفاوتی پناه میبردند تا مبادا لحظه خرّمی زندگی و بازی پوچ و سرگرمیهایشان را از دست بدهد. آری درست در همان گرما گرم عیش و نوش و در فضای آن زندگی غفلت آلود که دنیا و عاشق ناز پروده اش به هم لبخند میزنند ناگهان روزگار با خار جان گزایش او را میگزد و در گردش روزها و شبها نیروهایش را در هم میشکند و هیولای مرگ از نزدیک بر او چیره میشود.
1- شادی اگر در جهت عبادت پروردگار و رسیدن به کمالات معنوی باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه مورد تایید اسلام نیز هست. چرا که چنین شادی محرک تعالی بخش و پلکانی برای رسیدن به کمالات خواهد بود. اما شادیهای غفلت انگیز بی توجهی به واقعیتهای موجود زندگی و خصوصاً سرنوشت خود انسان است که مورد نکوهش قرار گرفته.
2- غمی که انسان را آزرده خاطر میکند و به ظاهر فشار جسمی یا روحی به ارمغان میآورد، او را به سوی کمال سوق دهد (همانند غم حیات پس از مرگ؛ اگر مردم ره توشه ایی که از قبل فرستادهام کمک و یاورم میباشد؟ با حیات ابدی چه کنم؟ و...) و غمی که، روح عدالت خواهی و حقیقت طلبی را در فرد به قلیان در آورد و در مقابل ظلم و بی عدالتی بشوراند (مانند عزاداری برای شهدا) مورد توصیه و سفارش اسلام است. امّا ... غمی که ناشی از ناکامی های دنیا، زیبایی دنیا، ثروت دنیوی، قدرت و... باشد آشفتگی خاطر و افسردگی را به دنبال خواهد داشت که به هیچ وجه مقبول عقل سلیم و دین مبین نیست.
که انسان گر ز چیزی شادمان است که آن چیز از ازل قسمت بر آن است
پی نوشت ها :
1- شرح ترجمه نهجالبلاغه – زمانی – ج 2 ص 200
2- شرح – شرح نهجالبلاغه ابن میثم – مترجم محمدی مقدم – ج 4 ص 692
3- سوره حدید آیه 22
4- شرح منظوم نصاری – ج 7

این انسانهای فرهیخته و بزرگ، پس از سالها ریاضت و مبارزه با نفس و مجاهدتهای علمی، به انبوهی از معارف الهی تبدیل میشوند که گاهی یک سخن از بیاناتشان، کلیدی است که مشکل گشای بسیاری از سوالات و ابهامات میشود.
در این نوشتار کوتاه چند حکایت خواندنی از علامه خدمت شما کاربر عزیز ارائه میشود که هر کدام به نوبه خود، چکیده و عصاره سالها علم و معرفت و سلوک و معنویت این شخصیت برجسته است.
مرحوم علامه طهرانى (قدس سره ) از علامه طباطبایى (قدس سره ) نقل مى فرمودند: ذكر و ورد عبارت است از اذكار و اوراد لسانیه و كیفیت و كمیت آن منوط به نظر استاد است چه حكم دوائى را ماند كه بعضى را نافع و بعضى دیگر را مضر است و گاه اتفاق مى افتد كه سالك به دو ذكر مشغول مى شود كه یكى او را به كثرت توجه مى دهد و دیگرى به وحدت و در صورت اجتماع نتیجه هر دو خنثى مى گردد و نتیجه اى عائد نمى شود.
البته اذن استاد، شرط در اورادى است كه اذن عام در آن داده نشده است اما آنچه اذن عام داده شده اشتغال به آن مانعى ندارد. (1)
در لحظات آخر عمر شریف علامه طباطبایى (قدس سره ) یكى از شاگردان خصوصى علامه مى گوید از ایشان پرسیدم چه كنم در نماز به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم ؟
براى شنیدن بیانات استاد، گوشم را نزدیك دهانش بردم ، چند بار فرمود:
علامه طباطبایى اهل مراقبه بود، یك وقت خدمت آن بزرگوار رسیدیم كه دستور العملى به ما بدهد فرمود: مراقبه و محاسبه این حالت را، شخص سالك باید از ابتداى سیر و سلوك تا انتهاء ملتزم باشد.
فرمود آخر شب ، قبل از خواب اعمالى را كه در روز انجام داده اید بررسى كنید.
هر یك از اعمالتان كه خوب بود خدا را براى آن حمد و سپاس گویید و توفیق انجام بهتر آن را در روز بعد از خداوند مسالت كنید.
اگر خداى ناكرده تقصیر و یا خطایى مرتكب شده بودید، فورا توبه كنید و تصمیم بگیرید كه دیگر آن را انجام ندهید. اگر دیدید خلاف هاى شما متعدد است تصمیم بگیرید فردا آن را كم كنید.
خلاصه فرمود: مراقبه و محاسبه باید همیشه باشد.
حتى در این اواخر كه نمى توانست درست حرف بزند یكى از رفقاء از ایشان خواسته بود توصیه هایى بفرمایید باز فرمود: مراقبه ، محاسبه . (2)
دین دارى بالاترین ریاضت
حضرت استاد حسن زاده آملى مى فرمودند كه : مرحوم علامه طباطبایى (قدس سره ) مى فرمودند: (( بزرگترین ریاضت دین دارى است )) . (3)
شبى در قم در معیت حضرت استاد علامه آقا سید محمد حسین طباطبایى روحى فداه ، به سوى منزل آن جناب كه بیت المعمور این كمترین بوده است مى رفتیم ، در اثناى راه به من فرمود: قبل از آن كه به توجه بنشینى ، سوره متبركه (( و الضحى و الم نشرح )) را بخوان كه براى انتقال ، و صفاى باطن ، و رویاى صالحه در حال توجه بسیار مفید است . (4)
پی نوشتها:
1- رساله لب الباب . ص 145 - 146، به نقل از صراط سلوك . ص 107، جرعه هاى حیاتبخش ، ص 355، به نقل از صراط سلوك ، ص 108.
2- جرعه هاى حیاتبخش ، ص 351 - 350 به نقل از مجله حوزه ، شماره 55، ص 52 - 51
3- این سخن علامه طباطبایى اقتباس است از حدیث گهربار حضرت على (علیه السلام ) كه : (( الشریعه ریاضه النفس )) دستورات دین همان ریاضت نفس است ، هدایته العلم ، ص 231.
4- انسان در عرف عرفان واقعه 14، ص 34، استاد حسن زاده آملى .
منبع : کتاب صراط حمید

"روز 21 دسامبر 2012 دنیا به پایان می رسد." و این بدان معنا است که کم تر از یازده ماه دیگر به پایان دنیا مانده است . این جملات پیامد های طرحی عظیم در راستای بر پایی حکومت جهانی فراماسونری می باشد ؛ پروژهی جدید غرب با انتخاب تاریخ 2012 کلید خورد ؛ این پروژه که به "پروژه ی 2012" یا "ویرانی جهان" معروف است در ابتدای امر ، با جنگ های ویران کننده ای تحت عنوان "آرمگدون" (Armageddon) آغاز و به نابودی دنیا و تشکیل حکومتی جدید ادامه خواهد یافت . باید توجه داشت که این پروژه ، عملا از سال 2006 آغاز گشته و به تدریج به موعد خود نزدیک می شود . در این طرح که از سوی جهان خواران غربی تهیه و تنظیم شده ، با توجه به پیچیده تر شدن جنگ نرم ، رسانه ها ، اعم از سایت ها ، شبکه های ماهواره ای ، روزنامه ها و ... نقش به سزایی را ایفا نموده و مناسب ترین دستاویز در این حیطه ی کاری محسوب می شوند از جمله : فیلم ها (با به تصویر کشیدن واقعه ی 2012) ، رسانه های خبری (به جهت آماده سازی افکار عمومی) ، انیمیشن (سوق دادن افکار کودکانه به سوی رویدادی عظیم) و شبکه های اجتماعی (تبادل نظر و تحکیم بنیاد این طرح).
به گزارش جوان آنلاین، معترضان شرکتکننده در جنبش اشغال والاستریت
اگرچه به گفتهای جزو ۹۹ درصدی هستند که خود را از یک درصد باقیمانده مردم
ثروتمند امریکا جدا میدانند اما هر کدام از آنها از طبقه و گروه خاصی
آمدهاند. این در حالی است که رسانهها آنها را جزء یک نوع و تیپ در نظر
میگیرند.


میلاد شمس الشموس ، خسرو اقلیم طوس ، شاه انیس النفوس، امام رضا (ع) بر تمام عاشقان وشيفتگان آن امام همام تبريک و تهنيت باد




احیای امر ما
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیى أمْرَنا، قیلَ: كَیْفَ یُحْیى أمْرَكُمْ؟ وَ قالَ (ع) :
یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.
( بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13 )
رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟
حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.

خرج براى اهل منزل
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
صاحِبُ النِّعْمَةِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَیالِهِ.
( وسائل الشّیعة: ج 21، ص 540، ح 27807)
هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد،
باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.

استعمال عطر
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
لا تَتْرُكُوا الطّیبَ فى كُلِّ یَوْم،
فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَة.
(مستدرك الوسائل: ج 6، ص 49، ح 6 )
سعى نمائید هر روز، از عطر استفاده نمائید
و اگر نتوانستید یك روز در میان،
و اگر نتوانستید پس هر جمعه خود را معطّر
و خوشبو گردانید (با رعایت شرائط زمان و مكان)

سكوت
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَةِ،
یَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر.
(مستدرك الوسائل: ج 9، ص 16، ح 10073 )
همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمت است،
سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد،
سكوت راهنمائى براى كسب خیرات مى باشد

محدوده خشم
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ
لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.
(عیون أخبارالرّضا علیه السلام : ج 1، ص 292، ح 44 )
چنانچه در موردى خواستى غضب كنى
و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش
كه غضب و خشم خود را در جهت و
محدوده رضایت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن

رفع مشکل دیگران
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة.
(اصول کافى، ج 3، ص 268)
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى
بر طرف نماید خداوند در روز قیامت
انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

نظافت
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
مِن أخْلاقِ الأنْبِیاءِ التَّنْظیفُ.
(تحف العقول، ص 466 )
نظافت و پاکیزگی، از اخلاق پیامبران است .

گمان نیکو به خداوند
قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:
اَحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ :
اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً
(جهاد النفس، ح 147 )
گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا
خداوند عــز و جل می فرماید:
من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام
جز گمان خیر به من نداشته باشد.
منبع : بخش عترت و سیره تبیان
ابوالفضل صالح صدر

گوردون داف تاکید
کرد، امریکا با پول ناشی از تولید هروئین در افغانستان که 92 درصد هروئین
جهان در آن تولید میشود، برای ایجاد بیثباتی در پاکستان استفاده میکند.
وی افزود: "دلایل اصلی عملیات در افغانستان برای امریکا این بود که دولتی را در کابل ایجاد کند تا 10 سال جنگ داخلی در این کشور را تضمین کند. و این جنگ داخلی به پاکستان نیز گسترش پیدا کند."
داف در پایان گفت: "امریکا بواسطه اقتصاد خود ضعیف شده است. ارتش این کشور به دلیل 10 سال جنگ مداوم نابود شده است. تجهیزات این کشور دیگر نمیتوانند حفظ شوند. نیم میلیون کهنه سرباز امریکایی بیمار هستند."
گفتنی است کشور امریکا در سال 2001 میلادی به همراه هم پیمانان خود با ادعای ریشه کن کردن شبه نظامیگری در منطقه به کشور افغانستان حمله کرد.این در حالی است که بعد از گذشت 10 سال از جنگ افغانستان که تبدیل به طولانیترین جنگ تاریخ امریکا شده است، بیامنیتی و تلفات غیرنظامیان به شدت افزایش یافته و شبهنظامیگری به کشور پاکستان نیز گسترش پیدا کرده است.

در روایات ذکر شده که هفت پیغمبر، هفت کلمه گفتند و هر یک به سعادتی رسیدند. که عبارتند از:
1. حضرت آدم(علیهالسلام) گفت: «الحمدالله»، فرمان رسید که «یرحمک ربک»
2. حضرت نوح(علیهالسلام) گفت: «بسم الله»، حق او را از طوفان نجات داد .
3. حضرت ابراهیم(علیهالسلام) گفت: «حسبی الله»، حق او را از آتش نمرود نگاه داشت .
4. حضرت اسماعیل(علیهالسلام) گفت: «ان شاء الله»، از بریده شدن گلو نجات یافت .
5. حضرت موسی(علیهالسلام) گفت: «لا حول ولا قوة الا بالله»، از شرّ فرعون رهایی یافت .
6. حضرت یونس(علیهالسلام) گفت:«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»، از شکم ماهی آزاد شد .
7 . حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) صاحب اسم سلام و ذکر سلام بود، «سلام قولا من رب رحیم» که در معراج خطاب آمد «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته» که صاحب شفاعت کلی شد .
برگرفته از کتاب یاران معرفت، سید مصطفی علوی، ص 45 .